(بر اساسمهمترين منابع اهل سنّت)
. اذان گفتن پيامبر(ص) در گوشهاي حسين(ع)
عن عبيدالله بن أبي رافع عن أبيه، قال: «رأيت رسول الله(ص) أذّن في اُذن الحسين(ع) حين ولدته فاطمه(س)».
حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين و همچنين محب الدين شافعيدر ذخائر العقبي گفته است: عبيدالله پسر أبي رافع و او از پدرش روايت كرده است:«هنگامي كه امام حسين(ع) از حضرت فاطمه(س) متولّد شد، رسول خدا(ع) را ديدم كه درگوشهاي حسين(ع) اذان گفت.»
. عقيقه پيامبر(ص) براي حسنين(ع)
عن عبدالله بن بريده، عن أبيه: «اءن رسول الله(ص) عقّ عن الحسن والحسين(ع)بكبشين كبشين»
نسائي در سننش گفته است: از عبدالله پسر بريده و او از پدرش روايت كرده است:«رسول خدا(ص) براي امام حسن و امام حسين(ع) (در هنگام تولّدشان) دو گوسفند، دوگوسفند عقيقه كرد.»
ابو داود اين حديث را در سُننش از ابن عباس روايت كرده است، و همچنين اينحديث در تاريخ بغداد، حليه الاوليا و غيره نيز وارد شده است».
. تعويذ پيامبر(ص) براي حسنين(ع)
عن ابن عبّاس قال: «كان النبي(ص) يعوّذ الحسن والحسين(ع) ويقول: ان أباكما كان يعوذ بها اسماعيل واءسحاق: أعوذ بكلمات الله التامّه، من كّل شيطان وهامّه، و من كل عين لامّه.»
بخاري، ترمذي و ابن ماجه در كتابهايشان گفتهاند: از ابن عباس روايت شده كهاو گفت: «پيامبر(ص) حسن و حسين(ع) را تعويذ ميكرد و ميگفت: پدر شما اسماعيلواسحاق را به اين كلمات تعويذ ميكرد: به وسيله كلمات تامّه خداوند از هر شيطانآسيب رسان، و از هر چشم بد پناه ميبرم.»
. ناراحت شدن پيامبر(ص) به جهت گريه حسين(ع)
عن يزيد بن أبي زياد قال: خرج النبي(ص) من بيت عائشه فمرّ علي بيتفاطمه(س) فسمع حسيناً يبكي فقال: «ألم تعلمي أن بكائه يؤذيني؟»
در تاريخ دمشق، مجمع الزوائد و غيره از يزيد پسر زياد نقل شده كه او گفته است:«حضرت پيامبر(ص) از منزل عائشه بيرون شد، گذرش به خانه حضرت فاطمه(س) افتاد،گريه حسين را شنيد، آن حضرت (به دخترش فاطمه) فرمود: «مگر نميداني كه گريهحسين مرا ناراحت ميكند؟»
. زبان پيامبر در كام حسنين(ع) براي رفع عطش آنان
عن ابي هريره قال: «اشهد لخرجنا مع رسول الله(ص) حتي اذا كنّا ببعض الطريقسمع رسول الله(ص) صوت الحسن والحسين(ع) و هما يبكيان مع اُمّهما، فأسرع السير حتي أتاهما فسمعته يقول: ما شأن ابني؟ فقالت: العطش، قال: فأخلف رسول الله(ص) اليشنه يتوضأ بها فيها ماء و كان الماء يومئذٍ أغداراً والناس يريدون الماء، فنادي هل أحدمنكم معه ماء؟ فلم يجد أحد منهم قطره. فقال: ناوليني أحدهما، فناولته اياه من تحتالخدر. فأخذه فضمّه الي صدره وهو يضغو ما يسكت فأدلع له لسانه، فجعل يمصه حتي هدأ وسكن و فعل بالا´خر كذلك»
در تهذيب التهذيب، ومجمع الزوائد و نيز در غير اين دوتا، از ابو هريره روايت شدهكه او گفت: «گواهي ميدهم كه ما به همراه رسول خدا(ص) در بعضي از كوچهها راه ميرفتيم، و آن حضرت صداي گريه حسن و حسين(ع) را - كه همراه مادرشان بودند -شنيد. من از رسول خدا(ص) شنيدم كه ميفرمود: «پسرانم را چه شده كه گريه ميكنند؟فاطمه فرمود: بر اثر تشنگي ميگريند! حضرت براي حسنينش در طلب آب برآمد و در اين حال و احوال آب ناياب بود و همه مردم در پي آن بودند؛ حضرت با آواز بلند فرمود: آيا كسي از شما با خودش آب دارد؟ ولي هيچ كس، حتي يك قطره آب نداشت! حضرت (بهفاطمه(س)) فرمود: يكي از آنان را به من بده، حضرت فاطمه(س) يكي از بچهها را از زير پوشش و ستر بيرون آورده و به پيامبر(ص) داد، حضرت او را گرفت و بر سينهاش چسباند،طفل صيحه ميكشيد، حضرت زبان مباركش را در كام او نهاد، طفل زبان حضرت را ميمكيد تا آرام و ساكت شد. حضرت همين رفتار را با ديگري انجام داد او نيز آرامگشت.»


